تبليغاتX
برای سلطان قلبم

برای سلطان قلبم

و چشمانم آنقدر رویا دیده بودند که حضورت را باور نکردند...


این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو اما بهم نگو برو
این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
می ترسم از دست بری کاری ازم بر نمیاد
نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه
هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل ..معصوم این قلب به خدا
نذار بشه محال واسش باور عشق آدما
مرگ دلم پایه تویه اگه ازش حذرکنی
لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی
این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
می ترسم از دست بری کاری ازم بر نمیاد



سلام به همه دوستای گلم و آبجی های کامران هومنی خودم!

حالتون که خوبه؟منم خوبم!تا چند روز پیش تو دنیای خودم گم شده بودم درست مثل عنوان آپ شده بودم اما الان خوب خوبم...خوب خوب که نه!خیلی دلم برای کامران تنگ شده خیلی زیاد  احساس می کنم هر لحظه ممکنه از نبودش دیوونه بشم خیلی وحشتناکه اما وقتی یاد نگاهش میفتم که برای یک لحظه به نگاه من افتاد دلم می لرزه و احساس خوبی پیدا می کنم
خاطره کنسرت رو تو اون وبم آپ کردم!اما برای اونایی که نمیتونن برن اون وبم دوباره می ذارم...



ساعت نه بود یعنی یک ساعت از باز شدن درهای سالن کنسرت می گذشت و ما هنوز تو امارات مال بودیم تا مادر گرامی سوغاتی بخره ساعت نه و نیم بعد از اینکه با این انگلیسی حرف زدن بابام راننده دو-سه بار راهو اشتباه رفت به سالن رسیدیم...اولین بار بود که سعی می کردم خونسردی خودمو حفظ کنم...رفتیم تو بلیطامونو گرفتن و یه نوار قرمز دور دستمون بستن و به سالن راهنمایی مون کردن...هنوز نیومده بودن رو سن DJ آهنگ گذاشته بود و مردم می رقصیدن من وسایلم رو گذاشتم پیش بابام و رفتم یه کم رقصیدم بعد رفتم اون جلو وایسادم یه دفه مردم شروع کردن به جیغ زدن برگشتم دیدم امیر تتلو بقیه اراذل رسیدن و مردم داران باهاشون بای بای می کنن دوباره به استیج خالی خیره شدم ساعت ده پدرام اومد رو استیج و میکروفون ها رو چک کرد یه پیراهن سفید با شلوار لی پوشیده بود رفت بیرون صدای رامین از اسپیکرها پخش شد:و حالا این شما و این دوستاره ی استثنایی...بقیشو یادم نیست!!!تا حرف رامین تموم شد آهنگ من اگه نباشم و زدن و بعد هومن و کامران پریدن رو استیج هومن جلوی ما ایستاده بود و کامرانم اون طرف ...باورم نمیشد که این دیگه صفحه تلوزیون یا لپتاپ نیست اینجا واقعیه من خواب نمیبینم واقعا کامران و هومن جلوم وایسادن و با فاصله 2 متری از اونا وایسادم...وقتی رسید به اون قسمتی که کامران می خوند: من نباشم کی تحمل می کنه کار تورو ... داد میزدم و باهاشو میخوندم و همزمان اشکام جاری شدن آهنگ بعدی رو که می خواستن بخونن کامران یکم در مورد آزادی و ایران و بعدم در مورد در مورد روز عشق حرف زد و آهنگ اگه عشق من تو نیستی رو اجرا کردن و بعد هم بگو منو کم داری تو این آهنگ من فقط گریه می کردم...کامران یه نگاه به طرف ما انداخت نمیدونم منو دید یا نه ولی من حس کردم دید نگاهش مثل همیشه گرم نبود خیلی ساده اما مهربون...هومن می خواست دستای مردمی که پایین ایستاده بودنو بگیره اما چون فاصله زیاد بود دستش نمی رسید هر بار می گفت شرمنده دستم نمیرسه!! سر آهنگ اون بامن کامران گفت: نترس از عاشق شدن بیا؟ همه داد زدن:اون بامن بعد خندید و گفت:آره واقعا!اونش با شما!!!...بعد از آهنگ گفت:یه دست شیک برای این رقصنده ها بزنید!منو چند تا از دوستام که همونجا باهاشون دوست شدم داد زدیم:We hate them! قبل از اینکه آهنگ My song رو بخونن هومن گفت:این آهنگ برای دخترای خوشگل ایرونیه...از طرف پسرای خوشگل ایرونی!!کامرانم بچه مثبت بازی در آورد و گفت:این آهنگ برای خواهرای عزیز ایرونیمونه...یا یه همچین چیزی که من منفجر شدم از خنده!(برادر بسیجی!)بعدش رفتن استراحت...یه دستی به شونم خورد برگشتم بابام بود_بابا!خندید _ خسته نباشی! منم خندیدم _ مرسی! یه لیوان آب داد دستم _ وای مرسی بابا داشتم می مردم...اگه بابام آب نمی آورد دیگه صدام در نمیومد....بعد نیم ساعت کامران و هومن برگشتن رو استیج...خلاصه با آهنگای شادشون خندیدم و با آهنگای غمگین گریه کردم...آهنگ فرشته رو که میخوندن چند نفر باهم داد میزدیم آدم میتونه بد باشه مگه کامرانم بده؟کامران خندش گرفته بود! یه بار هومن دید دارم گریه می کنم برام بوس فرستاد منم براش بوس فرستادم! آخرش آهنگ اگه عشق من تو نیستی و من اگه نباشم رو دوباره اجرا کردن قبلش کامران گفت:به درخواست دوستانی که دیر اومدن دوباره اجرا می کنیم...دیر نیاین دیگه! وقتی می خواستن آهنگ اگه عشق من تو نیستی و بخونن کامران از همه نوازنده ها و پدرام و رامین تشکر کرد پدرام اومد رو استیج من از طرف شما داد میزدم پدرام می کشمت نمیدونم شنید یا نه ولی گفت:حالا یه آهنگ اضافه تر!کامرانم ok داد آهنگ آخر فدای سرت بود آخرش هومن پرید پایین از رو استیج و با همه دست داد اما کامران گفت:بیام پایین؟ اما نیومد..(نامرد بی وفااااااااااااا)



به زمین میزنی و میشکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی ، آتش جاویدی را

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم

باز لب های عطش کرده ی من
لب سوزان ترا می جوید
می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق ترا میگوید

بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت ، چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک

خلوت خالی و خاموش مرا
تو پر از خاطره کردی ، ای مرد
شعر من شعله ی احساس من است
تو مرا شاعره کردی ، ای مرد

آتش عشق به چشمت یکدم
جلوه ای کرد و سرابی گردید
تا مرا واله بی سامان دید
نقش افتاده بر آبی گردید

در دلم آرزویی بود که مرد
لب جانبخش تو را بوسیدن
بوسه جان داد به روی لب من
دیدمت لیک دریغ از دیدن

سینه ای ،  تا که بر آن سر بنهم
دامنی ، تا که بر آن ریزم اشک
آه ، ای آنکه غم عشقت نیست
می برم بر تو و بر قلبت رشک

به زمین می زنی و می شکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی ، آتش جاویدی را


چه زيباست بخاطر تو زيستن

وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن
براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن

اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي است
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست

اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست

و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد


تشکر از نظرای خوبتون

مجنون کامران!فدای اسمت...مرسی که اومدی!

ژیلای گلم! عزیزم چرا قسم می خوری!؟!؟فدای سرت...اون وبمو قالبش رو عوض کردم!

ماهی و نیلو!مرسی که میایین...تو رو خدا ببخشید اگه نتونستم بیام!

ملینای نازنین!مرسی که اومدی

دوستتون دارمممم

بوس بای


+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:28  توسط *ستاره*  | 

اي که گفتي عشق را درمان به هجران کرده اند/کاش ميگفتي هجران را چه درمان کرده اند

هر لحظه دلم آرزوی در کنار تو بودن را دارد .

هر لحظه می خواهم با تو باشم .

هر لحظه می خواهم صدایت کنم و صدایت را بشنوم .

هر لحظه دوست دارم نفس هایت را احساس کنم .

هر لحظه دلم برای دیدنت تنگ می شود .

هر لحظه می خواهم بگویم دوستت دارم .

هر لحظه دلم نگاه مهربانت را می خواهد .

هر لحظه دلم تو را می خواند .

هر لحظه غم دوری از تو همه وجودم را فرا می گیرد .

مهربانترینم

هر لحظه دلم به سوی تو پرواز می کند .

سلام عشق من!

دستهایم خالی ، شانه هایم پر از نیاز ، قلبم تنهای تنها ، سهم من از عشق ،

 آوارگی در سرزمین عشق!

 گرچه در کنارم نیستی اما امروز نیز مثل روزهای دیگر برایم روز عشق است!

 نام مقدس تو هنوز در قلبم است ، به یادت هستم و 

 تنها مانده ام به عشق آمدنت!

 گرچه آمدنت خیالی بیش نیست ، اما قلب خوش خیالم همیشه به تو امید دارد!

 سهم من از روز عشق قطره های اشکم است!

  افسوس که نیستی و من امروز تنها باید جشن عشق را در قلب تنهایم برپا کنم

 امروز باید بنشینم و زار و زار گریه کنم!

 چرا نیستی، چرا تنهایم، و چرا اینگونه در غم نبودنت گریانم؟

 هنوز هم عاشقم ، هنوز به عاشق بودنم افتخار میکنم و با وجود اینکه هیچ وقت نبودی 

 نام تو را از ته دل فریاد میزنم و میگویم دوستت دارم عشق من!

 هر جا هستی صدای فریاد مرا بشنو  و بدان که یک نفر در این دنیا 

دیوانه وار دوستت دارد!

 دستهایم سرد سرد ، چشمهایم خیس خیس ، دلم از دلتنگی ات پریشان است، 

 و تنها آرزویم دیدن چهره ماه تو است!

 گرچه در کنارم نیستی اما روزهای عشق همچنان میگذرد و مرا میسوزاند!

 دیگر به تنهایی عادت کرده ام ، دیگر از خدا تو را نمیخواهم و بازگشت تو را 

 به سرزمین عشق محال میدانم!

 نازنین من!هر جا که هستی بدان که دوستت دارم و بدان که همیشه به عشق 

 تو این زندگی سخت را سخت تر از گذشته سپری میکنم.

دارم میام ببینمت!!!باورت میشه؟؟من که باورم نمیشه...شایدم فقط یه خواب باشه اما خیلی  قشنگه بهم خبر دادن تو هم داری میای شاید می خواستن فقط خوشحال باشم اما من امیدوارم...هنوزم امیدوارم اگه تو بیای دیگه از خدا هیچی نمیخوام شاید فقط یه مرگ در حال خوشبختی رو بخوام همین!

من امیدوارم...هنوزم امیدوارم!

به اینکه یک ماه دیگه میتونم تو چشمای خودن خیره بشم نه عکست می تونم وقتی داری می خونی نگات کنم نه به فیلمت...

دوستت دارم عشق من حتی اگه هیچ وقت نشه ببینمت بازم دوستت دارم

اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود
دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود
اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت

تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت

دوستت دارم خیلی بیشتر از اونی که تو اون دختر دوس داری!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 11:13  توسط *ستاره*  | 

زیبا من نگاتو با دنیا عوض نمی کنم...


سلام به دوستای گلم!

یه خبر جدید بگم؟؟؟؟؟

نه نه آلبوم نیومده خوشحال نشین...اما طپش پشت صحنه فرشته رو گذاشت دیدین؟اگه ندیدین وب حسین برای دانلود گذاشته آدرس وب حسین: http://kamranhooman.ir/

و اینکه این وب سایت: http://www.musicbmusic.com/ نظر سنجی گذاشته رقابت بین کامران و هومن و ابی خیلی شدیده زود باشین برین به کامران و هومن رای بدین...زود زود

راستی من اون وبم رو هم آپ کردم: تنها فرشته های زمینی

وای بچه ها...دوباره رئیس سازمان سمپاد عوض شده...شاید امتحان تیزهوشان داشته باشیم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بدبخت میشمممممممممممممممممممممممممممممممم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چه می شد گر دل آشفته من
هر چشم تو عادت نمی کرد
و ای کاش از نخست آن چشمهایت
مرا آواره غربت نمی کرد
چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت
میان راز چشمان تو می ماند
و لیکن شاعر اینه ها هم
به خوبی درک این وسعت نمی کرد
چه زیبا بود اگر از اولین گام

نگاهم با دلت صحبت نمی کرد

تو پیش از آنکه در دل پاگذاری
تمام فال هایم رنگ غم داشت
ولی تو آمدی و بعد از آن دل
بدون چشم تو نیت نمی کرد
هجوم لحظه های بی قراری
مرا تا عمق یک پرواز می برد
و جز با آسمان دیدگانت
دلم با هیچ کس خلوت نمی کرد
نگاهم مثل یک مرغ مهاجر
به دنبال حضورت کوچ می کرد
به غیر از انتظارت قلب من را
 این گونه بی طاقت نمی کرد
و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا غارت نمی کرد

 


 مي خواهم از تو بگويم

بي آن که در جستجوي قافيه باشم

و بي آن که حتي در جستجوي واژه ها باشم

در اين شب ها که گويند عزيزترين شب هاي خداست

مي خواهم از تو بگويم

از تو که عاشقانه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري

با ساده ترين کلمات

همراه با همين اشکي که دارد مي غلتد و فرو مي افتد

مي خواهم بگويم دوستت دارم

امشب نه مي خواهم برايت از آسمان خورشيد بياورم

نه مي خواهم ستاره ها را برايت بچينم

و نه مي خواهم به شهر آرزوها و رؤياها بروم

فقط ساده و با صداقت

همراه با شاهدي صادق

از اعماق جاني سوخته

با چشماني باراني

مي خواهم بگويم دوستت دارم

و مي خواهم بگويم اين نه سخني است که تنها بر زبان آيد

من تقدس عشقت را

بر کرامت وجودم نشانده ام

و اگر سراسر وجودم زبان باشد

يکسره خواهد گفت:

دوستت دارم

برای اومدن آلبوم دعا کنید...دانش آموزان عزیز!میدونم که شروع شدن امتحانات ترم نزدیکه...امیدوارم همتون موفق باشین

دوستون دارم بای



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 16:40  توسط *ستاره*  | 

فرشته پاییزی من!

روز تولد توست ، نيستم اما کنار تو .......... کاشکي مي شد که جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نمي تونيم اين روز و پيش هم باشيم .......... بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم


سلاممممممممممممممممممممممممممممممم!

حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که نمیدونم چه حسی دارم...کلا قاطی کردم یه دفه می شینم گریه میکنم یه دفه از خوشحالی جیغ می زنم...

تولد تولد تولدت مبارکککککککککککک نازنینم!

http://img03.imagefra.me/img/img03/1/11/22/kamranhoomani/f_1269hwnm_0b214c6.jpg

تولدت مبارک فرشته ی من

http://i31.tinypic.com/30nckch.gif


 یک دریا شبنم ، یک دشت شقایق ، یک آسمان ستاره تقدیم تو باد ای گل زندگی ام .

 « تولدت مبارک »

روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو

كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عكس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن:

* تولدت مبارک *


شاید متن زیر خیلی ربطی به امروز نداشته باشه اما خیلی دوست داشتم اینو بهت تقدیم کنم...

کاش اینجا بودی و می توانستم هر آنچه را که بر دلم سنگینی می کند درنگاهت زمزمه کنم.

نه!... اگر بودی می دانم باز هم تنها سکوت می کردم.

بعضی چیز ها را نمی توان بر زبان راند...

مثلا پچ پچ گل های باغچه عشق و یا راز دلدادگی من به تو...

بعضی از حرفها همیشه پشت سکوت جا خوش می کنند.

شاید میترسند سکوت را بشکنند و بعد از آن غروری را هم به مرداب فراموشی بسپارند.

 خوب من! دیشب پا به پای آسمان گریستم.

می دانم... در این شهر پر از خاکستر از باران خبری نبود اما آسمان دل من بارانی بود...

آسمان دل من، به هوای دل شکسته ی شقایق می گریست ..

و چشم بیمار من، به هوای روح پاک مریم گونه ی تو...

می خواستم آنقدر اشک بریزم که با قطرات آن بتوانم غم دوری از تو را حل کنم

اما غم دوری از تو آنقدر عظیم بود که حتی با بارش آسمان هم حل نمی شد چه رسد به

اینکه...

می دانم شاید قسمت این بوده که تو آنجا باشی و من اینجا...

شاید قسمت این بوده که، دل من هم همان جا، پیش تو جا بماند...

زمانی که از ابتدای آفرینش، سرنوشت من و تو با نرسیدن نوشته شده است،

دیگر تقدیر چه گناهی دارد.

می دانم باز هم می گویی قسمت را فراموش کن.

نرسیدن را از یاد ببر ...

بارها به این اندیشیدم که ای کاش، هیچگاه دل به تو نداده بودم؛ اما بعد پشیمان شدم.

آخر اگر دل به تو نداده بودم که تا حالا بارها جان داده بودم.

لبخند بزن...

میدانم که باز هم در خیالت به این می اندیشی که چگونه باور کنی دختری را که

دلش را به تو بخشیده است... می دانم باز هم به نتیجه همیشگی می رسی! مهم نیست.

مهم این است که دل من آنجاست... می دانم رسم امانت داری را به جا می آوری...

باورت می شود که ستاره به تو بیشتر از خودش ایمان دارد؟... می دانم باور می کنی...

به روی نوشته هایم عطر یاس پاشیده ام تا شاید، باز تو را به یاد من بیندازد...

اگر دوست نداری بگو تا بعد از این عطر هر گلی را که تو دوست داری به رویشان بپاشم...

سلام من را به تمام نگاههای دور و برت برسان.

می دونم دوستت دارم خیلی تکراریه....اما دوستتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممم این تنها کاریه که حتی اگه تو دلت نخواد من میکنم....من عاشقت می مونم


همتونو دوست دارم امیدوارم تو این روز طلایی به همتون خوش بگذره

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:8  توسط *ستاره*  | 

لمس بودنت مبارک

لحظه تولدتو،شروع پرواز است براي پرستوها و خاطره ماندني براي تمام آسمانها.

سلام به همه ی اونایی که از خوشحالی تولد یه نازنین دارن پر در میارن!

می دونم که حال همتون خوبههههههههههههههه

آپ امروز فقط هومنیه...

همونطور که می دونید 29 آبان تولد یه نازنین دوست داشتنیه که هیچ وقت خنده از روی لباش پاک نمیشه و وقتی هم می بینیمش امکان نداره نتونیم بخندیم...

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايی تو اومدی به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

يکی به نيت تو يکی از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با يه گريه ی ساده به دنيا بله گفتی

ببين تو آسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستِ و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنيای ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو آورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از آينه و شمعدون

الهی که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون


با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخک

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولک

يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و کوچک

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارک


میدونی هومن من همیشه آرزو داشتم یه برادر بزرگ تر داشته باشم وقتی برای اولین بار تو رو دیدم صداتو شنیدم و به حرفات گوش کردم به خودم گفتم تو بهترین برادری هستی که آدم می تونه داشته باشه...من از ته قلبم دوستت دارم داداشی...و آرزو می کنم تا وقتی که زنده هستم تولد برادرم رو جشن بگیرم...تولدت مبارک...دوستت دارم خیلی زیاددددددددددددددددددد

دوست دارم آخر آپم یه دعایی برات بکنم

http://i16.tinypic.com/4qp50uc.gif

امیدوارم اگه واقعا بنفشه رو دوست داری بهش برسی باهاش خوشبخت شی

امیدوارم همیشه کنار کامران بمونی و توی کارت موفق باشی

و آرزو میکنم که به همه ی آرزوهات برسی

بازم می گم دوستت دارم خیلی زیاد

به چشماتم خیلی میاد



5 آذر با تولد کامران بر می گردم

از نظراتون خیلی تشکر میکنم

خوش باشید

بایییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 15:52  توسط *ستاره*  | 

اگه عشق من تو نیستی چرا پرپر نمی شم؟

یه سلام خیلی پاییزی از یه دل به رنگ پاییز!

امیدوارم که خوب باشین

چند روزه دلم خیلی گرفته... تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

دوستت دارمممممممممم برای همیشه حتی اگه این انتظار تا ابد ادامه داشته باشه...

facebook love quotes comment graphic


این خیلی قشنگه

facebook love quotes comment graphic



الان می گین این دختره چقدر غر میزنه؟ببخشید...

بحثو عوض می کنم

می دونم که خیلیاتون سریال ققنوس رو می بینید...هر روز ساعت 7 شب از شبکه فارسی 1 پخش میشه من خیلی دوسش دارم.مخصوصا جیون مین رو.دلم خیلی براش می سوزه...نمی دونم منو یاد چی می اندازه اما وقتی می بینمش گریم میگیره

Eric Moon

http://www.koreanmovie.com/upfile/photo_photo/simg/photo4757.jpg

چند تا عکس از کامران...


http://fijilive.com/ecards/icons/Love.jpg


این دو تا عکس احساس خاصی بهم میده


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

کامرااااااااانننننننننن...

Click to view full size image


دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار می زنن
یا که مجنون می شنو تو کوچه ها جار می زنن 
دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن
دست گذلشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشن ، دیوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
همه جورشو داره ، هم عجیبن ، هم عادین
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
 کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ، قایقشه
انقدر دوسش دارن ، هر کی خوبه ، عاشقشه
دست گذاشتن رو یکی که خندشم نفس داره
 تو تمام نقشه های خوب دنیا دس داره
دست گذاشتم رو یکی ، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها
دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
اینا رو دلم می گه ، می گه و بعدش می میره
دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
 توی اینجور بازیا ، خوب همیشه اراده نیست
می نویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
ولی نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از یادم اونو ببرم
ولی دست ، عاقلتر مونده روی همین یکی
چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الکی 

facebook i love you comment graphic

از همتون ممنونم که با نظرای قشنگتون خوشحالم می کنید

facebook thank you comment graphic


بای بای

facebook good bye comment graphic


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 14:21  توسط *ستاره*  | 

نبودی ناز عکساتو کشیدم...

سلام سلام!

وایییییییی تمام بدنم درد می کنه...دیروز خل شده بودم یه سره رقصیدم...اییییییییی...مردم..هلاک شدم...

خب غر زدن بسه

الان یه دفه دلم برای مایکل تنگ شد...آدم خوبی بود ولی زندگی غم انگیزی داشت...

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

مایکللللللللل.........

rest in peace Honey

You are not alone

حالا برم سراغ من...

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود
من همچو موج ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید
هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید
گویی فرشتگان خدا در کنار ما
با دستهای کوچکشان چنگ میزدند
درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود
محراب را زپاکی خود رنگ میزدند
پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلکهای تو رویای روشنی
من تشنه صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش دلنواز را
چون کودکان که رفته ز خود گوش میکنند
افسانه های کهنه لبریز راز را
آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت
بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ
در سینه قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ
گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز
در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو

میگی هنوز تو فکرمی بعضی شبا خواب نداری

میگن با یکی دیدنت میگن خیلی دوسش داری

میگی مگه می شه منو یه روز فراموش بکنی

میگن به هر چی اون بگه بدون شک گوش می کنی

آره باورم شده..حرفای مردم باورم شده...


خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
 چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
 پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
 پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست و این صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

از نظرای قشنگتون ممنون

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


دوستون دارم

عاشق بمونید

فعلا بای




+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 14:2  توسط *ستاره*  | 

بگو چشای ناز تو اسیر هیچ چشمایی نیست...

سلام به همه عاشقای این کره خاکی!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

مرسی از نظرای قشنگتون

دیشب یه خواب کامران و هومنی دیدم...

کامران و هومن با تغییر نام و هزار بدبختی دیگه اومدن ایران و من یه جا دیدمشون هومن مث همیشه میخندید و سر به سر دوستاش می ذاشت اما کامران حالش خوب نبود من ازش پرسیدم که چطوری اومدن ایران و کامران برام تعریف کرد خودشم گریه می کرد منم گریم گرفت و بغلش کردمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بعدم مامانم بیدارم کرد...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

هیییی...کامران خان ببین منو به چه روزی انداختی؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ولی مثل همیشه میگم تا ابد دوستت دارمممممممممممممممممممم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این شعر رو تقدیم میکنم به وجود نازنینت

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار
و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر
و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

....
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانممممممممم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

کامران دوستت دارممممممممممممم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه تو آسمون بشی مثل پرنده ها می شم
رنگین کمون اگه بشی تو آسمون رها می شم
اگه تو مثل ماهی و آدما رو دوست نداری
من از خودت یاد می گیرم مثل فرشته ها می شم

بگو چشای نازتو اسیر هیچ چشمایی نیست
بگو که مال خودمی سر تو هیچ دعوایی نیست
بگو واسه اونایی که از چپ و راست نامه می دن
میگن که عاشقت شدن تو قلب تو هیچ جایی نیست



کاش پیشم بودی تا تو نگاه دلت برای همیشه آروم می گرفتم...



بای بای

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:28  توسط *ستاره*  | 

عشق پاییزی من

یه سلام پاییزی به همه ی دوستای گلم

و یه سلام ویژه به امید زندگیم

این اولین پست وبلاگ جدیدمه و دلم میخواد اینجا برای دلم بنویسم

آدرس اون وبلاگم: *تنها فرشته های زمینی*

از نگات ترانه ي من آب ميشه
نباشي نقاشيهام خراب ميشه
واسه اسکار طلاترين نگاه
هميشه چشم تو انتخاب ميشه

ماه به دستهاي تو بوسه مي زنه
مژه ي تو آسمونو ميشکنه
همه فهميدن که از برق نگات
اون بالا شهر ستاره روشنه

از تو بهتر مگه ميشه پيدا
عشقت تو قصه مگه ميشه جا
خوب ميدونم اهل آسموني
اگه بري زمين ميشه تنها

ناز و لبخند صدات هارمونيه
نفست هزارويک سمفونيه
اون ستاره هايي که کوچيکترن
همش از خدا مي پرسن، اون کيه


اون کيه؟ که موهاي رنگ شبش ابريشمه
اون کيه؟ چرا همه ديوونشن يه عالمه
اون کيه؟ هرچي براش گريه کني بازم کمه
اون کيه؟ چر
ا همه ديوونشن يه عالمه

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي


همتونو دوست دارم

بای

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16:42  توسط *ستاره*  |